آخرین مطالب

دکتر داودرضا کاظمی دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان: شعر خوب محصول نگاه عمیق شاعر به پدیده هاست. فرهنگی - اجتماعی - خوزستان - گفتگوی ویژه - شعر وادبیات

دکتر داودرضا کاظمی دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان: شعر خوب محصول نگاه عمیق شاعر به پدیده هاست.

  بزرگنمایی:

گزارش سیصد و چهاردهمین نشست انجمن نقد ادبی خوزستان

به گزارش صبح ملت نیوز : نشست‌های شعرخوانی و نقد آثار در انجمن نقد ادبی خوزستان در ششمین سال فعالیت این انجمن به خاطر شرایط کرونایی همچنان به صورت مجازی برگزار می گردد. سیصد و چهاردهمین نشست این انجمن عصر یکشنبه ١٨ مهرماه 1400 برگزار شد که در این نشست شاعران آثار خود را ارائه کرده و منتقدان انجمن درباره آن به بحث و بررسی پرداختند. تعداد اعضای گروه مجازی انجمن نقد ادبی خوزستان در این نشست 197 نفر بود که از میان آنها شاعران و منتقدانی چون: دکتر داودرضا کاظمی، عزت الله کیانی، احمد تمیمی، حجت صالحین، آرزو شمسایی، الهام صفوی، امید حمزه لوئی، نیلوفر عیسی زاده، فاطمه مقدم، مهناز ولی زاده، عبدالرضا فاطمی و فاطمه رشیدی به ارائه اثر یا نقد سروده های شاعران همگروه پرداختند. برخی سروده ها و نقدهای صورت گرفته در این نشست به شرح ذیل هستند.

سروده اول از آرزو شمسایی

و تو چه می دانی؟
فقط یک زن می تواند
از رنگها
کلاه گشاد ببافد
با لبی قرمز
ناخن هایی قرمز
علامت توقف دهد
با لباس زردی که از خـورشید می دزدد
همه را به شک اندازد
با سبز مصنوعی نگاه
تو را به صلح دعوت کند
و در پناه سایه ی آبی
به آرامش
کاش می دانستی
زیبایی تو
از زخمهای من است.

دکتر داودرضا کاظمی در نقد این سروده به شروع شعر با استفهامی انکاری که شگفتی خوبی دارد و بافت دیالوگ محور آن اشاره کرد و نوشت: «شاعر ابتدا با مخاطب، خواننده یا مقصد و منظور خود گفتگو می کند و سپس این دیالوگ درونی می‌شود یعنی گفت وگوی شاعر با خود جریان می یابد. البته بدیهی است که در همذات پنداری ها مخاطب و خواننده جای شاعر را می گیرد. همه اینها در کنار فضاسازی های شاعرانه ای که دربخش هایی از شعر انجام شده و عرض اندام معشوق در برابر عاشق را نشان می دهد، یعنی شعر فرم و ساخت اندیشیده ای دارد. البته در این میانه، تفاخر پنهانی نیز در سطر ها شکل گرفته است. اشارت ها شاعرانه و رئالیستی هستند چنانکه در لابلای سطرها بارقه هایی از مکر زنانه در عشق جای گرفته است. شاعر که خود از بانوان شاعر است در اینجا جسارت به خرج داده و به نوعی گویا شهرآشوبی کرده است. او در پایان شعر، با ایجاد تقابل و تناسب میان زیبایی عاشق و زخم‌های معشوق، حسن ختامی حس برانگیز را چاشنی کار خویش ساخته است. ساختار شعر به گونه ای است که شاعر از زیبایی و مکر به زیبایی و زخم می رسد. شاعر در این سروده سعی دارد تا نگاه متفاوتی به ماجرای عشق داشته باشد، در این راستا تا حدودی موفق هم بوده است چرا که شوق عشق را پیچیده در ترسی پنهان و دیریاب نشان می دهد. زخم خوردن معشوق در فراز پایانی این سروده را حسن تعلیل مناسبی برای آنچه که پیش از آن گفته شده می دانم. به قول قران: إِنَّ کیدَکنَّ عَظِیمٌ.»
حجت صالحین با لحاظ این نکته که شعر با حرف ربط شروع می شود، این مسئله را نشانه آن دانست که مطلب مهمی پیش از آن در جریان بوده است. احمد تمیمی با ذکر این مقدمه که (( شعر خوب محصول نگاه عمیق شاعر به پدیده هاست. شاعر روابط نهفته بین اشیاء را کشف می کند و سپس آنها را در لفافی زیبا پنهان و به مخاطب خود عرضه می کند و آنگاه فرصت کشف آن را به مخاطب وا می گذرد. در این پروسه است که مخاطب با کشف، به لذت می رسد. میزان زیبایی یک شعر ابتدا به میزان حساسیت شاعر به دریافت روابط بین پدیده ها و سپس به هنر او در چگونگی عرضه آنهاست.)) عقیده داشت خانم شمسایی در این سروده در زمینه اول خوب عمل کرده است اما در چگونگی اجرا نیاز به تامل بیشتری بر سروده دارد. نرجس شرفی، ضمن اشاره به اینکه شاعر در اپیزود آخر زیباتر از بقیه ی شعر حرف خود را زده است، اضافه کرد: (( این شعرکه بیشتر ،شعر رنگ ها ست و شعری ست محتوا گرایانه،شعری است نمادگرایانه که از سه رنگ اصلی چراغ راهنما سرخ،زرد، قرمز ، استفاده مفهومی نموده است، و همان راهم بیان کند قرمز:توقف، زرد :شک و احتیاط ، سبز : عبور و زنیست که از خطر و شک عبور می کند تا به سبز برسد برای عبور ، شایدبه گونه ای رهایی از بلاتکلیفی باشد)) .

سروده دوم از الهام صفوی

مسافرم که از خودم رسیده ام به سایه ام
و خو گرفته ام به من به شهر پر گلایه ام
غزل غزل چکیده ام ولی به جنگ خورده ام
به چشم خود نگاه کن به روح چند لایه ام
سکوت مرهمم نشد و عشق،عاشقم نشد
در این هوای بی کسی در انتظار دایه ام
خدا از این تناقض هزارباره خسته است
به عشق گفته ام بمیر گم شود طلایه ام
مسافران خسته را پناه، زخم آخر است
بزن که سخت زخمی ام قسم به آیه آیه ام
الهام صفوی
29شهریور1400

دکتر داودرضا کاظمی ضمن اشاره به رعایت وزن و قافیه، نوشت: این غزل حسب حال است. انسجام موضوعی دارد. برخی مضامین خوش نشسته اند و برخی مضامین را باید با گزینش های بهتری جایگزین کرد. قوافی هم به همین شکل است. عبارت «به روح لایه لایه ام» قافیه را خوش تر نشان داده است تا عبارت «گم شود طلایه ام» که نارسا و ناگویاست. و همچنین عبارت «و عشق عاشقم شد» اگرچه می‌توانیم فرض کنیم عشق مجاز از عاشق یا معشوق است در اینجا اما در هر صورت ترجیح کاربرد این مجاز هم به زیبایی و رسایی نیانجامیده است. در ادامه این دانش آموخته دکترای ادبیات فارسی به مفاهیمی چون سایه، نقاب و قسمت تاریخ در این سروده اشاره کرد و افزود: کاش شاعر به این قبیل مفاهیم بیشتر می پرداخت آنها را در این شعر بیشتر می پروراند.
احمد تمیمی در نقد این سروده نوشت: ((این غزل، سفری است به سایه. در نقد روانشناسی، کهن الگوی سایه به تعارض آنچه هستیم و آنچه می خواهیم باشیم اشاره دارد. از این نظر در کل این غزل این جدال بین این دو ساحت نمایان است. این جدال و تناقض را خود شاعر در بیت چهارم هم بیان می کند. زیباترین مصراع این غزل به نظرم این مصراع است: به چشم خود نگاه کن به روح چندلایه ام. جایی که شاعر اوج تناقض بین ساحت های شخصیتی خود را بیان می کند. از این نظر شعر یکدستی را خواندیم. اگرچه فرم غزل همچون قالب آن کلاسیک است. به این معنا که بیت ها تقریبا مستقل هستند، اگرچه همه حول همان کهن الگوی سایه ساخته شده اند.) مجری نشست های مجازی انجمن نقد ادبی خوزستان در ادامه افزود شاعر در دو بیت آخر در دام قافیه افتاده است. حجت صالحین به کشف های خوب در غزل خانم صفوی اشاره کرد. سارا شجاعی دیگر شاعر این نشست، ضمن بررسی تک به تک بیت ها، غزل را تا بیت دوم زیباتر ولی بیت چهارم را زیباترین دانست.

سروده سوم از مهناز ولی زاده


مهتاب
درخت را می خواند
تَق تَق
بِشکَن می زند
کفِ اتاق
ریشه می زنند
واژه ها
و انارهای که آب می شوند
چِکه
چِکه
از گونه ی شیروانی
یک
دو
لی لیِ جیرجیرکها
بُگذار
جنینِ شب
سِقط شود
مهناز ولی زاده

دکتر داودرضا کاظمی در نقد این سروده نوشت: اشارت های آمده در این شعر دور از هم و پراکنده اند. به شعر اجازه تشکیل فرم را نمی‌دهد. معنا گریزی شان خوب است اما نارسایی‌ها از ارزش کار می کاهد. بشکن زدن مهتاب، آب شدن انار ها، لی لی کردن جیرجیرک ها و سقط جنین شب، پر از شاعرانگی اند- به ویژه آخری که به رمزگان می ماند- اما در یک ساختار و یک سامان قرار نمی گیرد. شاعر در ایجاد پیوند میان آنها- چه آشکار و چه پنهان- و همچنین ایجاد ساختاری منطقی- چه این منطق عقلایی باشد و چه منطق شعر- چندان موفق نبوده است. اگرچه محتمل است که معنا گریزان و ساخت گریزان را خوش آید.
احمد تمیمی ضمن اشاره به فضای سمبولیستی و رویکرد طبیعت گرایانه شعر، نوشت: ((اگرچه تشخص بخشیدن به مهتاب، جیرجیرک و شب به این تصویر شاعرانگی بخشیده است اما عملا شاعر فقط یک تصویر را آنگونه که هست به مخاطب ارائه می دهد. انتظار این است که شاعر بتواند به کنه اشیا و پدیده ها نفوذ کند و برداشت خود را ارائه دهد.)) حجت صالحین نیز به فضای دور از هم بندهای این شعر اشاره کرد.


سروده چهارم از حجت صالحین

دیر کردی
شکوفه ی آزاد!
میوه ها
به پابوسی پدر می آیند

تقویم
گوش سپرده است
به ترانه ای که دارد
نُت به نُت
از درخت ها می ریزد

چقدر برگ لازم دارد
تا به موقع برسد
کجا می رود با فصل اضافی
فصل فوری

قایق امروز
بعد از چهل و اندی سال
تنه زد
به اقیانوسِ تند

مهر و ماه و
دستِ بقیه ماهک ها
از ساقه گیتار
کوتاه می شود


دکتر داودرضا کاظمی در نقد این شعر نوشت: این شعر عاشقانه است و از روزگار هجران حکایت دارد. تاکید شاعر بر رساندن مفهوم چشم به راهی یا انتظار در نشان دادن دیر زمانی، آشکار است. سه بند نخستین شعر رویکرد طبیعت گرا دارند. شاعر مضامینی یک‌دست را برای موضوعی واحد به خدمت گرفته و در این مسیر اشارت های شاعرانه و دلبرانه ای را رقم زده است. «گوش سپردن به ترانه ای که نت به نت از درخت ها فرو می ریزد» و «فصل فوری» که در تقابل تام با دیرزمانی و انتظار است. دو فراز پایانی شعر پیوند فرمی دارند اما پیوند ساختاری ندارند. معلوم نیست بنابر کدام ضرورت به یک باره شاعر باغ را رها کرده و به ناگاه سر از اقیانوس در می‌آورد. محدوده زمانی چهل ساله نیز در زمره ذکر جزئیات پس از اراده کل است. تا حدودی زمان را با محدودیت مواجه می‌کند اگرچه 40 سال زمان کمی نیست و عدد چهل اشارت های نمادین خود را دارد و رمزگان آشنایی است.
عزت الله کیانی ضمن تمجید از این سروده نوشت: (( در این شعر، می توانی به برداشت هایی لذت بخش برسی بی این که باور داشته باشی که همین ها مورد نظر شاعر بوده اند و این به دلیل به کارگیری واژ ه های مناسب در جاهای مناسب است.از واژه ها به گونه ای استفاده شده که پرسش بر انگیز باشند و ذهن را به جاهایی متفاوت بکشانند. پرسش هایی از این دست که شاعر از چگونه شکوفه ای سخن می گوید و چرا آزاد؟ آیا آزاد از قید زمان منظورش بوده، آن هم به این دلیل که دیر و بجای بهار، در پاییز ظاهر شده؟ آیا به "من یک شکوفه ی به خزان پا نهاده ام" نظری داشته که شاعری پیش تر گفته‌؟  و پدر در این جا کیست؟ خود درخت یا خاک که نباید باشد.))
احمد تمیمی در مورد این سروده نوشت: (( اشارت ها در شعر صالحین شاعرانه اما دیریابند. ایجاز و فشردگی فرم از ویژگی های برجسته شعر او است. طبیعت گرایی در این شعر به انسان گرایی پیوند می خورد و طبیعت و انسان در رویکردی سورئالیستی یکی می شوند. صنعت تشخیص برجسته ترین ابزار شاعر در این شعر است و مخاطب قرار دادن شکوفه این تشخیص را برجسته تر می کند. زمان استمراری فعل ها نشان از استمرار وضعیت مورد نظر شاعر است. در بند اول از طبیعتی که به پای انسان افتاده است سخن گفته شده و شکوفه ای که دیر رسیده است و نتوانسته این وضعیت را تغییر دهد. این شکوفه ی آزاد کلید تاویل شعر است.)) در ادامه آرزو شمسایی، ارتباط عمودی در این شعر را ضعیف دانست. از دیدگاه نرجس شرفی این شعر از چند اپیزو تشکیل شده است که از لحاظ ارتباط عمودی و افقی نتوانسته که ارتباط خوبی داشته باشد و از لحاظ معنایی دور از هم هستند درواقع مانند چند تصویر مجزا که دوراز هم هستند و به سختی درهم ترکیب می شوند.

سروده پنجم از عبدالرضا فاطمی

کِنار پنجره ،
رو به آفتاب
از ورای چین پرده ها
سبد سبد ،
خاطره میبافم

در عطر ِ گل و گلدان
می جویم خویش را
در تنهایی ِ بی حضورت ،

من ، اینجا
کیلومتر ها دلتنگی ات را
در آغوش
شعر های هرشبم
میفشارم ،

لبانم را بر میم نامت
می‌نهم « مادر »
و چشم بسته تورا
خواهم بوسید
ع.فاطمی

دکتر کاظمی در نقد این سروده توصیف را برای شاعرانگی کافی ندانسته و به لزوم مخیل بودن تصویر شاعرانه اشاره کردند. نرجس شرفی این شعر را دارای روایت نرمی دانست که به دلتنگی و نبود مادر اشاره دارد و شاعر چیزی برای کشف مخاطب باقی نگذاشته است.

سروده ششم از فاطمه مقدم

مقرون به صرفه نبود
نگاهی
آمیخته با گیسویی
تکرار شده در باد
تکه تکه می شود
در من

اینجا قرون جدید،
توقف کرده ام
در تاریک ترین منظومه
رسوب کرده اند
ابرها، در من

نفس هایم را به دو نیم کرده ام
دو نیم کره مساوی
حجمی از ناب ترین اکسیژن
در اتمسفری بی خانمان
نفس هایم را
پشت اتمسفر
جا گذاشته ام

من،
درد منحصر به فردی
به نام تو ام
کوچ کرده در شناسنامه ها
خودم را
زمین خواهم زد
با پرچمی سفید
و دست هایی
که تا کیهان
از روییدنش خبری نباشد

دکتر داودرضا کاظمی، دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان عقیده داشت این شعر در فراز پایانی به قوام می‌رسد. و بهتر بود از همانجا آغاز می شد چرا که از نظر انسجام فرمی و هم از نظر زبانی، موسیقایی، احساس و عاطفه در شعر و حتی تصویر و خیال انگیزی، غنی تر از پاره های پیشین است در حالی که سه فراز پیشین چنین نیستند. احمد تمیمی ضمن اشاره به عبارت های شاعرانه در کارهای خانم مقدم اما عقیده داشت در این کار علیرغم اینکه عناصری از آسمان در هر بند وجود دارد اما تصویرها دور از هم هستند و شعر از نظر فرمی نیاز به بازنگری دارد. حجت صالحین اشاره کرد سطر اول شعر بانو مقدم می تواند حذف شود و ضرورتی برای بودن در بند اول ندارد.

سروده هفتم از امید حمزه لوئی:

میخواستم به جنگل بروم
اما تنها با یک گل سر پشیمانم کردی
میخواستم به دریا بروم
اما
در کاسه ی آبی که برای بدرقه آورده بودی غرق شدم
میخواستم بمانم
اما خانه دری روبه ابدیت داشت
پلک که میزدی
خورشید به جای چرخیدن دور زمین
در دستهای تو گل میداد

دکتر داودرضا کاظمی در نقد این سروده، آن را عاشقانه ای خوش ساخت و خوش مضمون دانست: شاعر در ستایش معشوق کم نمی‌گذارد. پیام شعر این است که عشق اگر در میان باشد، کمترین چیز ها بهانه‌ای برای رسیدن به همه چیز است، چنین کاری تنها با حضور عشق ممکن است. به قول حضرت مولانا: هر کجا عشق آید و ساکن شود/ هر چه ناممکن بود ممکن شود. در میانه شعر شاعر می گوید در چنین فضایی می خواستم بمانم، خوب این طبیعی است که بماند، پس چرا می‌گوید «اما خانه دری رو به ابدیت داشت» اما که می آید یعنی پس از آن حرفی مخالف با ماندن در میان است. حرفی که گفته نمی‌شود. آنهم در جایی که حتماً باید شاعر دلایل خود را بیاورد. جز این مورد مابقی شعر یکدست و منسجم است. لحن و آهنگ مناسب و متناسب و عاطفه ای گرم و گیرا دارد. مضامین همراستا و هماهنگ با موضوع گزینش شده‌اند و در پیوند با آن با لطافت بیان می شوند.
سارا شجاعی دیگر شاعر حاضر در این نشست به یکپارچگی روابط عناصر در شعر حمزه لویی اشاره کرد و پیشنهاد داد برای بهتر شدن کار، ایجاز در عبارات و جابجا کردن گزاره های شعر برای داشتن انتخابی بهتر مدنظر شاعر قرار گیرد. احمد تمیمی شاعرانگی در این سروده را ناشی از آوردن دلیل های شاعرانه برای گزاره های مدنظر شاعر دانست.

سروده هشتم از نیلوفر عیسی زاده:

پرنده کاشته‌ای تا حالا؟
رعشه انداخته‌ای
به چهارستون مهتاب؟
گفته‌ای "ف" که فوتت فواره کند
سه‌درصدِ تمامِ آینه‌ها را؟
امروز به من انداختند
یک تکه ماه را
کرکس کاشتم و
لاک‌ناخن ریختم پایش
آمدم نور الک کنم
کانون لرزه‌ام فروریخت
و ژول‌ورن را دیدم زیر آوار
که کیفیت نماز آیات را سرچ می‌کرد
نود و هفت درصدِ آب‌ها را شستم
که بیدار شوم و
آینه بی‌زن نماند.

دکتر داودرضا کاظمی: این شعر حسب حال است اما کوشش دارد تا افزون بر عواطف فردی، عواطف اجتماعی شاعر را نیز بازتاب دهد. جز دو سطر: «ژول‌ورن را دیدم زیر آوار/ که کیفیت نماز آیات را سرچ می‌کرد»، مابقی شعر در حال و هوای آرایش و پیرایش بانوان، کاشت ناخن و مسائلی از این دست می گذرد. یکدستی فضاسازی ها به انسجام فرمی ساختاری انجامیده و هیچ معلوم نیست که بنابر چه ضرورتی شاعر به ناگاه به یاد ژول ورن افتاده و او را به نماز آیات مرتبط دانسته. البته با تکیه بر هرمنوتیک و بینامتنیت، حدس هایی می توان زد، بدین ترتیب که نماز آیات را به زلزله در اعماق زمین به واسطه نام ژول ورن مرتبط دانست و با قرار دادن این گزاره ها در کنار کاشت ناخن و لاک زدن خانم ها و نظر برخی از فقها درباره چنین مسئله هایی، به ماهیت طنز نهفته در پس زمینه شعر هم پی برد. به این ترتیب شاعر در پنهان کردن آنچه که می‌خواسته بگوید و در مشارکت دادن خواننده فعال در حوزه معنا رسانی در متن، موفق بوده است. شستن آبها و بی زن نماندن آینه ها، نه تنها این گمان‌ها را تقویت کرده که حسن مقطع خوبی نیز برای پایان دادن به این شعر است. تقسیم بندی 3 درصدی و 97 درصدی در مضامین شعر نیز در این راستا سودمند بوده است. شعر بافتی نو دارد و از منظر نقد فمینیستی نیز بسیار قابل بررسی است. شاعر در کاربرد «سرچ کردن» جسارت به خرج داده و اگرچه برخی از ذائقه ها آن را بر نمی تابند اما از آنجا که این عبارت ها در میان مردم رایج است خواهی نخواهی پای مردم گرایی زبانی نیز در میان است.
در ادامه بررسی ها، الهام صفوی نوشت: (( شعر در فضایی کاملا امروزین و زیبا و سرشار از شاعرانگی رقم می خورد.بانو عیسی زاده ی عزیز دارد راه خودش را پیدا می کند و روی آشنایی زدایی و شگفت انگیز بودن تاکید زیادی دارد. عباراتی مثل الک کردن نور و سرچ کردن برای نماز آیات آن هم توسط ژول ورن یا شستن نود و هفت درصد آب ها که می تواند نشانه وسواس شاعر باشد و از همه ی این ها می خواهد به زن بودن و زن ماندن برسد.ارتباط بین فضاها کمی دیر یاب اما کشفش لذت بخش است.))
نرجس شرفی این شعر را سرشار از استعاره و نماد و دارای نگاهی ژرف و عمیق دانست.


فاطمه رشیدی ( ١6 ساله):

بشنو صدایم
که تا شام غریبان، خواهم آمد
با شمع و یک دانه کبریت
خواهم آمد!
چادر زهرا به سرم،
حیای زینب به صیرتم
خواهم آمد!
بگویید طفلان مسلم را:
- گرسنه نمانند، خواهم آمد.
نماز آیات بخوانید
نیزه و نیرنگ به تعقیبم است
تا هست مشعل به دست،
تاریکی بنسشت
بشنو صدایم
که دمی با تو بگویم
زلزله شود، درد فراغت
از چشمم بیفتد
شهر را بیدار کن
نسیم را گفتم خبر را بگویدتان
فردا را می‌دانی؟
شب دهم است!
روز سیاهیست
تن های تکه تکه شده در خاک ها
ناله های بریده بریده در چال ها
سفیدی که نیست!
شهری که فرو نشست
آبی که لخته های خون مرده
درش پدیدارست
حسین را بگوییدش ملکوتان
بگویید دخترش بی تاب ست
بگویید مادرش بی خواب ست
شبیست از آن شب هایی،
که تاریخ با پر کاهی
نوشت سرنوشتی را
یا حسین
سر شانه ام کبود ست
سر دلم کم‌بود ضریحت

حاضرین در این نشست، این کار را متن ادبی دانستند و خانم رشیدی را به مطالعه بیشتر و به کار بستن عناصر شعری توصیه کردند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

lastnews

گزارشی تصویری از کنسرت امیرتتلو

خروج قطار از ریل در سوادکوه

مدیرشبکه بهداشت درمان هندیجان خبرداد: هشدار تغییر رنگ بندی هندیجان از آبی به زرد

مطالبه خسارت دیه و مازاد بر آن در تصادفات منتهی به فوت در صورتیکه راننده متواری و شناسایی وی میسر نباشد

صلح عمری

معرفی آثار در ژانرها و سبک‌های مختلف از رادیو فرهنگ /هدف «چاپ‌خانه» کتابخوان کردن مردم است

صدای مخاطب صبح ملت نیوز

آغاز ثبت نام «وام ضروری» بازنشستگان کشوری از امروز

ضرغامی در افتتاح موزه خودروهای تاریخی: باید زیر میز زد و تفکرات را عوض کرد

در گفت‌وگو با دبیرکل جدید اکو امیر عبداللهیان: بزودی مذاکرات هسته‌ای با 4+1 از سرگرفته می‌شود

دزفول به مرحله نیمه نهایی پایتخت کتاب ایران رسید

صیغه بارداری 40 میلیون تومان

رئیس جمهور در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا: در برابر موج احتمالی کرونا مواجهه انفعالی نداشته باشیم

اولین خبرنگار تمام عیار ایرانی

رونالدو: هنوز زمان خداحافظی ام نرسیده است

گروسی: آژانس دائما پیگیر تحولات مذاکرات احیای برجام است/بازرسی آژانس در ایران بسیار قوی است

فرانسه به دنبال کاوش در دریاها

اولین خبرنگار تمام‌عیار ایرانی

چه مشاغلی در گروه مشاغل سخت وزیان آور قرار میگیرند ؟

استقلال کار سختی در لیگ دارد !

راز جنجالی جدایی مقانلو از پرسپولیس

داعش مسئولیت انفجار دکل انتقال برق کابل را بر عهده گرفت

پوتین : زمان به رسمیت شناختن طالبان نزدیک است

آمریکا:سرکرده ارشد القاعده در سوریه کشته شد

رادیوخبری صبح ملت‌ ویژه شهرستان شوش منتشرشد

اعضای هیات ورزش ناشنوایان شهرستان شوش معرفی شدند

اثر عصاره درخت زبان گنجشک در محافظت از آلزایمر

بازیگر خاطره ساز سینمای ایران بالاخره از زندان آزاد شد

وزیر دولت رئیسی سکته قلبی کرد

دانش آموزان باید دو روز در هفته به کلاس حضوری بروند

رادیوخبری صبح ملت‌ ویژه استان خوزستان منتشرشد

رادیوخبری صبح ملت‌ ویژه شهرستان دزفول منتشرشد

حق فوتبال را پایمال نکنید!

حق فوتبال را پایمال نکنید

پیش بینی 《آبان 》بسیار خشک و کم بارش برای کشور

بخشنامه دولت: از فردا ، از حضور کارمندانی که حداقل یک دوز واکسن را نزده اند،جلوگیری شود

سیلاب جان 2 نفر را در استان گیلان گرفت

استاندار هرمزگان: بساط مدیریت ناکارآمد در هرمزگان باید جمع شود

پیش‌بینی «آبان» بسیار خشک و کم‌بارش برای کشور

رئیسی در فرودگاه پارس آباد: متحول کردن کشاورزی و رونق گردشگری از برنامه‌های دولت برای استان اردبیل است

روسیه : زیر دریایی های اتمی استرالیا خطر آفرین است

سعود نفت تا کجا ادامه خواهد یافت ؟

نامه ایی که طناب دار را از گردن قاتل برداشت

رئیس پلیس راهور: کروکی ها تا 2 ماه آینده الکترونیکی می شود

از سکته ریاض به آی سی یوی اهواز

طارمی دونده ترین مهاجم لیگ قهرمانان اروپا 2021

دیجامه شاهکار امیرعلی میر دریکوندی در مسیر اسکار

آیین افتتاح سینمای دیجیتالی شوش برگزار شد

اردوغان:ایران از تنش با جمهوری آذربایجان پرهیز خواهد کرد

هفته نامه رامهرمزنامه شماره 165 همراه با فایل پی دی اف