آخرین مطالب

فرهانم فرزند خورشید : قسمت چهارم

فرهانم فرزند خورشید : قسمت چهارم خوزستان - بخش ویژه صبح ملت نیوز

فرهانم فرزند خورشید  :  قسمت چهارم

  بزرگنمایی:

فرهانم فرزند خورشید  :  قسمت چهارم

شیخ لفته نسبت به قبل توانش فزونی گرفته بود. خودش را جلو انداخت و بر بالای دژِ کشیده‌شدهٔ گرداگرد ده بر آمد، و دورتادور قریه را ورانداز کرد. خیز نگاهش را به مسیر رودخانه انداخت و مار خفتهٔ سفید رنگی را نگاه کرد که از بالاترین بلندای حاشیه رودخانه تا مسیر پایین دست، توسط مردان ده ما و سایر مردان روستاهای اطراف کشیده و محکم‌کاری شده بود.
شیخ رو به ما کرده گفت: عزیزانم، فرزندانم، آبروی قوم و قبیله‌ام! امروز روزی است که تا سپیده صبحگاهان آهنگ جوان‌مردی شما عزیزان طنین انداز و تا ابد برقرار خواهد ماند! خوب به گفته‌های من گوش فرادهید و از هرآنچه برای شما می‌گویم به نیکی فرمان‌بردار باشید تا به کمک یکدیگر حافظ این سینه‌کش نشسته بر کناره شط باشیم. الان دیگر حفاظت روستا و خانه‌هایمان در دستان شماست. آنچه توسط مردان این دیار برپا شده است باید به نیکوترین شکل ممکن حفظ گردد. این دیوارهٔ نشسته بر ساحل رود، بسان سدی است که فشار انحنای رود را در چرخش و حرکت به سمت پایین مهار می‌کند! اگر به هر دلیل بشکافد یا رخنه‌ای در آن ایجاد شود، شکسته خواهد شد! و مسیر رودخانه را تغییر و دشت و دیار ما را سیل در بر خواهد گرفت! و آن‌گاه قریهٔ ما که هیچ، زندگی مردم این سامان را به نابودی کشانده، هستی همهٔ ما را از بین خواهد برد. پس درپی من فرمانبردارانی امین باشید تا سرود پایداری‌تان نقل مجلس بزرگان و وِرد سرودهای مادرانتان شود.

شیخ به راه افتاد درحالی‌که پای در گل‌ولای فرو می‌برد، چوب دستی نسبتا بلندی از زمین به دست گرفت و به حرکت خود ادامه داد. انحنای رود شکم رو بسوی ده ما داشت و آرام و بی‌صدا‌ دریایی عظیم از آب را در جریان وحشت‌زده به حرکت درآورده بود.

حجم آب از دیواره بسته بر حاشیه شط رفته‌رفته بالا می‌آمد! شیخ بر فراز دیواره شده بود و لرزش وارده بر بند را احساس می‌کرد. مهتاب از پسِ ابر بیرون زده، همه جا را روشن کرده و زیبایی رودخانهٔ روزهای گذشته را در نظر ما در هاله‌ای از ابهامِ دهشت‌آور قرار داده بود. آب همچنان بالا می‌آمد. شیخ کیسهٔ خاک طلبید. کیسه‌هایی را که در اطراف و در راستای سیل‌بند کپه‌کپه قرار گرفته بود کشان‌کشان بر بالای سیل‌بند هل دادیم، شیخ متوجه برآمدن آبِ چند ده متر پایین‌تر شد، دوان‌دوان خود را به آنجا رساند، ما فرصت صحبت‌کردن به او ندادیم و سریع کیسه‌ها را بر کنارهٔ پای حاج لفته بر فراز آخرین رگه‌های ردیف‌شده کیسه‌های پر از خاک نشاندیم. شیخ دوان شد، لختی درنگ کرد و به پشتِ‌سر خود نگریست، هیچ کس حرف نمی‌زد. چشمان ما پیکر تراشیده، نترس اما نحیف شیخ را ورانداز می‌کرد. شیخ به یک‌باره گفت: «اِهنٰا»
و ما بر دستان کشیده‌اش کیسه بر کیسه نشاندیم. حاج لفته از بند، خود را به پایین کشید و دوید و ما در پی شیخِ خود روان شدیم. از دیوارهٔ سد، آب راه باز کرده بود و آرام‌آرام نگرانی بر ما ندا می‌داد. شیخ گفت: عزیزانم کیسه بچپانید.
ما، دوسه نفری، کیسه بود که می‌کشیدیم. رود خروشید و ناجوانمردانه‌ترین سروده خود را از فراز سیل‌بند روان ساخت.
شیخ مدام بالاوپایین می‌شد؛ مضطرب و پی‌درپی به جنبش بر‌می‌آمد و ما بسان دست و پایش فرمانبردار. حاجی توانش تحلیل رفت. بر چوب دستی، خود را نگه داشت و به اشاره دست و درحالی‌که سخت نگران بود جاسم را که قدش بلندتر از همه بود بر بالای سیل‌بند نشاند و ما کیسه پی کیسه شرشر آب را قطع کردیم.

زیر نور مهتاب پایین دست این سدکشیده، برق آبی از فراز سیل‌بند در حال روان شدن بود که می‌درخشید. جاسم سعیداوی سکوت را شکست و گفت: ولک چه‌تون شده!
و بر بلندای سیل‌بند دوان‌دوان شد و ما غافل از شیخ در پی جاسم به سمت جریان آب برآمدیم و کیسه پی کیسه بر فراز سد روان ساختیم. سه‌چهار ساعت کم‌وبیش زمان سپری شده بود، در مدت زمان سپری‌شده چندان سخت به کار مشغول بودیم که از همه چیز غافل ماندیم، فقط به محکم کردن بند برآمده و زمان را از دست داده بودیم، گاه سرمست کار خود امان می‌بریدم و گاه شادمان می‌زدیم زیر خنده.

در کمال ناباوری عبدالزهرا سبهانی با حیرت گفت: اینها اینجا چه کار می‌کنند!
که ناگهان فریده بنت حاج سالم، زبیده خواهر عبود و زینب خواهر حیدر، فانوس به دست جلوی ما سبز شدند! تا خواستم چیزی بگویم، با هلهله، جمعی از زنان روستا که در پی احوال ما آمده بودند هویدا شدند. اُمّ حیدر یک نفس هلهله می‌کرد و سرودِ غرورآفرین حماسهٔ پهلوانان عرب را می‌خواند و مادران درحالی‌که طبق‌ها بر سر داشتند آرام پای‌کوبی به راه انداختند. دسته‌جمعی گرد حاج لفته بر آمدیم و به خوردن نان گرم و خوش بوی تازه از تنور درآمده با کره و تخم مرغ مشغول شدیم و چه می‌چسبید. دختران غیرتی‌شده بی‌کار ننشستند و در وقتی که ما مشغول خوردن بودیم، به کشیدن کیسه‌های خاک گل شدهٔ  پراکنده در اطراف ما برآمدند.

شیخ لفته گفت: خوردن دیگر بس است! می‌ترسم طعام شما را سنگین کرده خوابتان بگیرد. زنان دست دختران را گرفته به روستا برگردند.
دختران کشان‌کشان به دست مادران خود به روستا برگشتند.
همه چیز آرام بود، صدای خروش آب چندان بلند نبود، تبسم کردم و به شیخ گفتم: خدا را شکر کردم که همه چیز محکم و برقرار و آرام است.
شیخ درحالی‌که به دیواره گونی‌های سدشده تکیه داده بود آرام در جواب من چیزی گفت و من منظورش را نفهمیدم: آرامش قبل طوفان است!
سر به سوی آسمان کشید و به لکه‌های ابر که دوان‌دوان درگذر میدان، معرکه را ترک می‌کردند نگاهی انداخت، ستارگان را برشمرد و افق را ورانداز کرد.


ادامه دارد .....

محمدباقر مقدم نیا


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

آخرین اخبار

ترامپ: "نیویورک تایمز" را دیگر در کاخ سفید نبینم!

معترضان لبنانی مجددا مسیرهای شهرهای مختلف را بستند/ مدارس و بانک‌ها همچنان تعطیل هستند

پوتین در دیدار با اردوغان: وضعیت سوریه دشوار است

امکان آموزش پنج زبان دیگر در کنار انگلیسی

ترامپ با لحنی تمسخرآمیز گفت ::آنها (عربستانی ها) به جزء پول چیز دیگری ندارند

از محکومیت سنگین جعبه سیاه بابک زنجانی تا صدور حکم شهرام جزایری و سریال روح الله زم، در نشست خبری سخنگوی قوه ی قضاییه

قتل خواهر32 ساله به دست برادر

برانکو در خصوص مالیات و کارش گفت:

قرار مرگ دو دوست بخاطر یک دختر

پلوسی از دلایل مستحکم خود برای استیضاح ترامپ گفت

مشکل جدید رونالدو : اینبار با تطابق DNA

مدرسه ای آنسوی کوه٬ چهار دیواری ساده ی عشق (تقدیم به همه‌ی معلمان عاشق)

تارتار:شاهین بوشهر حریف خوبی بود

مرگ مشکوک دختر دانشجو در خانه دندانپزشک

علت بارانی که در اهواز 286 نفر را راهی بیمارستان کرد

هشدار کره شمالی به واشنگتن و سئول

ترامپ:دمکرات ها حتما مرا استیضاح میکنند

ضرب‌الاجل جدید 35 ساعته ترکیه به کردها برای عقب‌نشینی

تایید سند اصلاحات حریری

اردوغان: وقتی پای سرزمین و ثبات ملت‌مان در میان است نیاز به اجازه هیچ کس نداریم

گمانه زنی درباره چند و چون گزینش شهردار جدید در شهر باستانی و مذهبی شوش

آبادان وخرمشهر سرزمین وعده ها

در آستانه مراسم انعقاد قرار داد داخلی سازی صنعت پتروشیمی مطرح شد ؛ نهضت ساخت داخل حلال مشکلات آینده صنعت کشور است

مشاور رییس جمهور و دبیر شورایعالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی مرتضی بانک: معافیت مالیاتی مناطق آزاد حذف نمی‌شود

سخنگوی دولت در نشت خبری: همواره از محدود کردن‌ها ضربه خوردیم

ژن خوب: پدرم برایم پدری نکرد

یک دنیا حرف با عکس، اثری از عکس مشهور اوگور_گالنکوس‌، هنرمندِ اهل ترکیه

نرخ ارز واقعی مورخه29 مهرماه 1398

صالحی در دیدار با امام جمعه تبریز: فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی‌ امور قرآنی به همگرایی بیشتر نیاز دارد

مدیرعامل بانک مسکن خبر داد راه‌اندازی بازارگاه الکترونیکی مسکن/ نیاز انبوه‌سازان به بودجه نقدی با بازارگاه الکترونیکی برطرف می‌شود

شیخ اسماعیل قصری / عارفی در دزفول

مدیرکل حمل‌ونقل مسافر سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای: رکورد جابه‌جایی مسافر کشور در ایام اربعین امسال شکسته شد

به میزبانی وزارت میراث‌فرهنگی صورت گرفت؛ بازدید اینفلوئنسرهای چینی از جاذبه‌های گردشگری ایران

صالحی در جمع خبرنگاران تبریز: نمایشگاه بین‌المللی کتاب تبریز در اقتصاد نشر موثر است

33 معدن کوچک مقیاس فعال شد/ ارائه راهکار کلینیکی برای 210 معدن

سنخگوی وزارت خارجه در جمع خبرنگاران

مفقود شدن سرهنگ افشا گر فساد مالی تیتر یک اخبار و رسانه های امارات

چین دیگر لباس و پارچه مشکی به هنگ کنگ صادرات نمی کند

به دنبال اهانت به ساحت پیامبر اکرم (ص) و اعتراضات مردم، خون خیابانهای بنگلادش را فزا گرفت

بازهم مسجدسلیمان لرزید

پنج قدم برای شکست پوکی استخوان

تفاوت‌های افسردگی مردانه و افسردگی زنانه

پاره شدن طناب دار 4 زن اعدامی در تهران

آمادگی 10 شهر استان کرمان برای میزبانی جشنواره موسیقی نواحی

مدیر هنرستان هنرهای زیبای اهواز منصوب شد .

جذب بیش از 2 هزار نیروی حق التدریسی در استان خوزستان

کردهای سوریه: از مرزها عقب‌نشینی می‌کنیم/ ترکیه: منطقه امن شامل تمام مناطق شرق فرات است

امروز را آغاز کن ، امروز را زندگی کن

نو آوری در صنعت گردشگری، تلاش کنید شما اولین های آن باشید

هفته نامه رامهرمز نامه شماره 84