دزفول وادبیات تفریح وگشت وگذاردر سال های اخیر
دزفول وادبیات تفریح وگشت وگذاردر سال های اخیر
جمعه 25 بهمن 1398 - 16:02:26
صبح ملت نیوز

دزفول وادبیات تفریح وگشت وگذاردر سال های اخیر

 

فرصتی دست داد تا به اتفاق دوستی  دیرین به  یاد ایام خوش نوجوانی سری به باغات دزفول زده واز فضای معطر ودل انگیز طبیعت بهره گیرم... از صدای طرب انگیز وموسیقیایی جریان آب درنهرهای پوشیده از نعناع وحشی یا "پیتنک"  و درختان درهم تنیده ی نارنج ونیزآلاچیق های پوشیده از "فاش" یا بهار نارنج... وکُنارهای سربه فلک کشیده .... لذت ببرم....

دوستم پرسید: کجا برویم؟   گفتم : شمس آباد یا روستای کنار آن "ظلم آباد" وباغی که زمانی ارثی از پدر بزرگ مادری ام بود. گویا سهم مادر محرومم از ارث،  کُنار تنومندی بود با ساقه ای توخالی ، به قد کودکی چون من....

یادش به خیرباغات دزفول که هنوز که هنوز است ،خاطرات زیبا ومسحور کننده ای در ذهن مجسم می کنند...

 اکثرا باغ "دکتر تقی خان" را به یاد می آوریم ...

نمیدانم چرا؟ شاید برای اینکه در کنارِ باغِ "فلاحت" بود وبر سر راه  عموم مردم در رفتن به باغ فلاحت.... 

باغ دکتر تقی خان با دیوار بلند کاهگلی ودرب بزرگ چوبی که معمولا  دربش به روی عموم مردم بسته بود جز آشنایان ، نزدیکان و قوم وخویشان  ،  من نیز به علت این قرابت درون آنرا دیده بودم.

 باغی انبوه از درختان متنوع نارنج، لیمو، پرتقال،دبه، کنار، توت، زردآلو، مو و تپه ای پوشیده از تمشک وپیتنک و جوی پشته جوی های عمیقی که کناره آن پوشیده از تیت تره یا تمشک وپونه وپیتنک و....بود... وصدای پرندگان به ویژه بلبل ها وقارقار کلاغها وجیک جیک گنجشک ها که هارمونی دل آنگیزی از عطر بهار نارنج وموسیقی ریزش آب وصدای پرندگان به وجود آورده بود.

بادوستم از ماشین پیاده شدیم... سرگردان به این­طرف وآن­طرف نگاه کردیم.... از باغات زیبا ودل انگیز خبری نبود...از باغات پرتقال ونارنج ودیوارهای بلند کاهگلی کج ومعوج پوشیده از برگ سبز درختان وپرتقال های آویزان و گلهای کاغذی منقوش بر دیوار خبری نبود....

 خانه هایی چون خانه های بی قواره شهری در دوسویمان صف بسته بودند... خبری ازچهره های شادابِ روستایی با دخترکانِ تمبون غرکیِ پوشِ رنگارنگ نبودند... چهره ها، هر چه بود ، قیافه های نامانوسی بودند که با تبختر وغرور از ماشینهای گرانقیمت پلاک اروندی پیاده شده ووارد خانه هایی می شدند که درب های ورودی شان  به  درب ویلا شبیه بودند  تا درب های چوبی با میخ های قبه ای و....

پرسیدم ؟؟؟ گفتند مسافران روزهای تعطیل اند از شهرهای دورونزدیک  می آیند برای گست و گذار وتفریح های شبانه ...

چند سالی است ادبیات تفریح وگشت وگذار در دزفول دچار تغییر شده است... جنبه های مثبت ومنفی این تغییر جای تامل بسیار دارد... گردشگری وصنعت توریسم ودرآمدهای ناشی از آن  قابل تحلیل است... آنچه که از نظر نگارنده قابل توجه است وافسوس و حسرتش را به دنبال دارد تخریب طبیعت وباغات ونابودی صنعت باغداری وتغییر کاربری کشاورزی دراین شهراست که خاکش  بی اغراق ازحاصلخیز ترین اراضی ایران می باشد ...

سیل خرید ویلا وخانه باغ از سوی مردمی که توانایی مالی اش رادارند ،  بازار تخریب وتبدیل را گرم تر کرده است... باغ های بزرگ وچند هکتاری به سرعت تخریب وبه خانه باغهای کوچک ده بیست درخته با ساختمانی بتنی در قالب ویلایی مجهز واستخر و دیگر وسائل تفریح متعدد تبدیل شده...

 واراضی حاصلخیز به گورستانی از آهن ومیل گرد و بلوکهای سیمانی  درآمده اند.... اجاره ی یک وچند میلیونی یک شب این خانه باغها به مستاجرین شهرهای دور ونزدیک تجارت پرسود ووسوسه انگیزی را برای برخی افراد  فراهم کرده است و...... که بزودی از باغات ومحصولات مرکبات دزفول فقط خاطره ای باقی خواهد گذاشت....

با دوستی که مسئولیتی دراداره کشاورزی استان خوزستان دارد درباره تخریب وتحدید اراضی کشاورزی و بی توجهی ادارات متبوعه به منع قانون تغییر کاربری اراضی کشاورزی صحبت کردم... پاسخش غیر کارشناسی و ناامید کننده بود..... یاد استاد طوس و سخنسرای دلسوز ایران زمین درهمه دوران ها افتادم که گفت:

 

نمانیم که این بوم ویران کنند

همی غارت از شهر ایران کنند

نخوانند بر ما کسی آفرین

چو ویران بود بوم ایران زمین

 

دکتر سید محمد علوی / دزفول
تنظیم و ویرایش : مریم مفتوح

 


http://dezfoolnews.ir/fa/News/25401/دزفول-وادبیات-تفریح-وگشت-وگذاردر-سال-های-اخیر
بستن   چاپ